تبلیغات
صراط مبین - سلام بر شهدا
 سلام بر شهدا ... شهدا ,

خواب عجیب

سلام

ابراهیم یزدی ساکن روستای کاظم آباد کرمان هستم . در کنار شغل خودم مداحی اهل بیت و رسیدگی به هئیت روستا را انجام می دهم . مدتی بود که از بیماری خاصی رنج می بردم .

       شب 23 رمضان بود . تلویزیون مراسم تشییع و تدفین شهدای گمنام در مسجد فائق تهران را نشان می داد . با حسرت به تصاویر نگاه می کردم . همان شب خواب دیدم که در مراسم تشییع آن پنج شهید شرکت دارم . شخصی به من گفت:

شهید سوم را شما باید دفن کنی . تعجب کردم از بین این همه جمعیت چرا من . پیکر شهید را برداشتم و داخل قبر رفتم . دیدم داخل قبر مانند یک سال زیبا  و بزرگ است . در کنار سالن یک تخت قرار داشت . شهید را روی آن گذاشتم . ناگهان شهید برخواست و نشست . کمی ترسیدم  عقب رفتم اما یکدفعه یادم افتاد که شهیدان زنده اند .

       کمی با او صحبت و درد دل کردم شهید به من گفت روضه قتلگاه امام حسین عیله السلام را بخوان من هم شروع به خواندن کردم شهید هم با من سینه می زد بعدش رو به من کرد و گفت خواهشی از شما دارم من اهل روستای خانوک در مجاورت روستای شما هستم . به آنجا برو و به پدر و مادرم خبر بده در تهران در قبر سوم دفن شدم . نام من حسین عرب نژاد است . در ادامه گفت بیماری شما هم شفا خواهد یافت . انشاالله شما را در قیامت شفاعت خواهم کرد .

       نماز صبح را خواندم . با همسرم صحبت کردم . گفتم باید به روستای خانوک بروم اما آیا از من قبول خواهند کرد . ما خانواده ضعیفی هستیم نکند خیال کنند ما برای اخاذی و ... از این حرفها می زنیم . همسرم گفت برو . باید پیام شهید را رساند .

       موتور گازی را برداشتم و خودم را به روستا رساندم . پس از پرس و جو دایی شهید را پیدا کردم . مشغول صحبت بودیم که پدر شهید هم آمد . ایشان با تعجب گوش می کرد . خواستم خداحافظی کنم که مرا به خانه دعوت کرد . پرسید چهره پسرم را دیدی ؟ گفتم بله . ایشان وارد اتاق شد و پنج قطعه عکس آورد و گفت کدام اینها پسر من است . گفتم هیچ کدام . بعد رفت و عکس دیگری آورد . بلافاصله او را شناختم . خودش بود .

       بعد از این ماجرا برادر اسدی از همرزمان شهید پرونده این شهید را بررسی کرد . ایشان در لحظه شهادت در کنار او بوده . محل شهادت دقیقا همان محل کشف پیکر بود . سن احتمالی این شهید گمنام 16 یا 17 سال نوشته شده بود که با مشخصات شهید عرب نژاد که 16 ساله بود مطابقت داشت .

       مدتی بعد برای زیارت این شهید به تهران رفتم نحوه تدفین شهید را نمی دانستم . شهید عرب نژاد شهید سوم از چپ است یا از راست؟

       وارد مسجد شدم . تعجب کردم . پنج شهید کنار هم دفن شده بودند . از چپ یا راست فرقی نمی کرد . شهید سوم شهید وسطی بود . undefined


نوشته شده توسط حامد در یکشنبه 30 آبان 1395 و ساعت 19:07
ویرایش شده در یکشنبه 30 آبان 1395 ساعت 19:22
 نوشته های پیشین
+ سلام بر شهدا
+ سلام بر شهدا
+ سلام بر شهدا
+ سلام بر شهدا
+ سلام بر شهدا
+ سلام بر شهدا
+ پای استاد 5
+ پای در استاد 4

صفحات :
جستجوی گوگل