تبلیغات
صراط مبین - سلام بر شهدا
 سلام بر شهدا ...

گنجشک خبر چین

منطقه ای چندین بار بین ما و بعثی ها در شلمچه دست به دست شد . نشسته بودم جلوی سنگر که گنجشکی آمد و چند متری من روی تل خاکی نشست .

خیره نگاهم کرد . به یکی از بچه ها که کنار سنگر نشسته بود گفتم : این گنجشک گرسنه است . بلند شدم و چند تکه نان خشک شده را بردم و در یک متریش ریختم و برگشتم اما نخورد .

       یکی از بچه ها سنگی به طرفش پرتاب کرد و گفت : گنجشکک من برو خمپاره می خوری ها . پرید چرخی زد و دوباره برگشت و در همان نقطه نشست . یکی دیگر از بچه ها دوباره سنگی به طرفش پرتاب کرد . پرید و رفت و دوباره چرخی زد و مجددا همان جا نشست . تعجب کرده بودیم که چرا این گنجشک این طوری می کند . یک دفعه فکری به ذهنم آمد سریع پریدم داخل سنگر و دنبال وسیله ای برای کندن می گشتم . داد زدم گفتم : بچه ها سرنیزه . انگار بچه ها هم متوجه شده بودند . یکی بیلچه آورد یکی هم سرنیزه با سر نیزه آمد . شروع کردیم زمین را کندن . چند لحظه بعد خشکمان زد . پوتین خون گرفته ای از دل خاک بیرون زد . بیشتر کندیم . اشک در چشمانمان حلقه زد . دشمن چهل و هشت شهید مظلوم بسیجی را در گودالی یکجا روی هم دفن کرده بود .
نوشته شده توسط حامد در سه شنبه 29 فروردین 1396 و ساعت 22:16
ویرایش شده در سه شنبه 29 فروردین 1396 ساعت 22:17
 نوشته های پیشین
+ سلام بر شهدا
+ سلام بر شهدا
+ سلام بر شهدا
+ سلام بر شهدا
+ سلام بر شهدا
+ پای استاد 5
+ پای در استاد 4
+ پای در استاد 3

صفحات :
جستجوی گوگل