تبلیغات
صراط مبین - مطالب تیر 1395
 سلام بر شهدا ...

عبدالامیر

اسمش عبدالامیر بود . فرمانده یک گروه سی نفره عراقی . هر روز صبح کنار مرز می آمدند و همراه هم به سمت سه راه شهادت می رفتیم . به هیچ چیز اعتقاد نداشت . همیشه دهان او بوی شراب می داد . ما را مسخره می کرد . نمی گذاشت در طی مسیر زیارت عاشورا بخوانیم . نمی گذاشت شهدا را ببوسیم . می گفت حرام است . با سر نیزه جمجمه شهید را بالا می آورد و مسخره می کرد . ما هم هیچ کاری از دستمان بر نمی آمد .


ادامه مطلب
نوشته شده توسط حامد در جمعه 4 تیر 1395 و ساعت 11:10
ویرایش شده در جمعه 4 تیر 1395 ساعت 11:24
 نوشته های پیشین
+ سلام بر شهدا
+ سلام بر شهدا
+ سلام بر شهدا
+ سلام بر شهدا
+ سلام بر شهدا
+ سلام بر شهدا
+ سلام بر شهدا
+ پای استاد 5

صفحات :
جستجوی گوگل