تبلیغات
صراط مبین - مطالب اردیبهشت 1397
 سلام بر شهدا ...
امداد غیبی
هی می شنیدیم که تو جبهه ها امداد غیبی بیداد می کنه . خیلی دوست داشتم جبهه برم و سراز امداد غیبی در بیارم . تا این که قسمت شد و ما هم جبهه رفتیم . بسکه از یچه ها از امداد غیبی پرسیده بودم همه از دستم ذله شده بودن تا این که روز عملیات رسید .
       تو ماشینی که داشتیم می رفتیم یه بده خدایی پرسید می خوای بدونی امداد غیبی چیه . من هم گفتم آره خیلی وقته دنبالشم . تا اومدم خودمو جمع و جور کنم یه قابلمه درآورد و کرد توی سرم . کیپ سرم بود . اونا می خندیدن و من گریه می کردم . یک دفعه صدای توپ و ترکش بلند شد و دیگه ...
       وقتی به هوش آمدم دیدم یکی داره زور میزنه قابلمه رو از توسرم در بیاره . دور و برم رو نگاه کردم دیدم همه شهید شدن الا من ...
اونی که بالای سرم بود گفت پسر عجب شانسی داری ترکش به قابلمه ولی ...

نوشته شده توسط حامد در پنجشنبه 27 اردیبهشت 1397 و ساعت 19:14
ویرایش شده در پنجشنبه 27 اردیبهشت 1397 ساعت 19:31
 نوشته های پیشین
+ سلام بر شهدا
+ سلام بر شهدا
+ سلام بر شهدا
+ سلام بر شهدا
+ سلام بر شهدا
+ سلام بر شهدا
+ سلام بر شهدا
+ پای استاد 5

صفحات :
جستجوی گوگل