تبلیغات
صراط مبین - مطالب شناخت جنگ نرم
 شناخت جنگ نرم ... شناخت جنگ نرم ,

درادامه مطلب ماه گذشته ابتدا تاریخچه جنگ نرم و سپس ویژگی ها، مبانی و حوزه های جنگ نرم بیان می نماییم.

سیر تحول تاریخی استعمار

بررسی های تاریخی در زمینه چگونگی شکل گیری کانون های قدرت نشانگر آن است که درتاریخ جهان، سه شیوه استعماری (کهن ، نو و فرانو) از سوی قدرت های بزرگ، علیه قدرت های ضعیف بکار گرفته شده است.

دوره اول : استعمار کهن یا کلاسیک

استعمار کلاسیک پس از رنسانس ومتحول شدن جهان غرب از قرن 16 میلادی آغازشد وتا جنگ جهانی اول به مدت 400 سال ادامه داشت. دراین دوره، سلطه قدرت های بزرگ برجوامع ضعیف، ازطریق تسخیر نظامی انجام می شد و استثمار ملت ها با اشغال مستقیم نظامی همراه بود.

مشخصات استعمارکلاسیک

1. لشکرکشی از سرزمینی به سرزمین دیگر.

2. غارت اقتصادی و ازدیاد حوزه نفوذ وسلطه ازطریق حضور مستقیم فیزیکی.

3. استفاده از قدرت نظامی برتر به مثابه مهم ترین ابزار سلطه.

نقاط ضعف استعمار کلاسیک

1. لشکرکشی نظامی نیازمند هزینه سنگین مالی بود.

2. اشغال نظامی کشورها همراه با تبلیغات زیاد انسانی و ضایعات حیثیتی بود.

3. حضور فیزیکی قوای نظامی اشغالگران در سرزمین های اشغالی، زمینه ساز قیام ملت ها علیه اشغال گران بود وتداوم سلطه را پرهزینه می ساخت.

 

دوره دوم : استعمار نئوکلاسیک یا استعمارنو

 استعمار نو از اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم، رواج یافت و به مرور زمان، جایگزین استعمارکهن یا کلاسیک گردید. زیرا نسبت به استعمار کلاسیک، از مزایای بسیار برخوردار بود. این دوره پس از جنگ های جهانی اول ودوم رشد چشم گیری یافت. ابداع کننده اصلی این سیاست حکومت بریتانیا بود. در این دوره دست نشاندگانی مانند رضاخان درایران، آتاتورک در ترکیه و ظاهرشاه در افغانستان، به قدرت رسیدند.

مشخصات استعمار نئوکلاسیک

1. بکارگیری نیروهای مزدور و وابسته بومی از طریق مستشاران اقتصادی، نظامی وامنیتی.

2. حاکمیت نامحسوس اما قوی برحاکمان.

3. چپاول وغارت ثروت های ملی و ذخایر زیرزمینی و مواد خام کشورهای زیرسلطه ازطریق انعقاد قراردادهای استثماری.

4. تبدیل کشور زیرسلطه به بازار فروش محصولات خویش.

5. هجوم به فرهنگ ملی وبومی کشور زیرسلطه، ازطریق تهی سازی فرهنگی.

6. ترویج وگسترش فرهنگ کشور سلطه گر درافکار عمومی کشورهای زیرسلطه باهدف تداوم و تضمین بقای سلطه سیاسی، باایجاد کانون های سیاسی، اجتماعی، فرهنگی وایجاد احزاب وابسته.

7. تهاجم به مذهب ازطریق اشاعه سکولاریسم،ترویج لائیسم، حفظ قالب ها وتهی سازی مفاهیم از محتوای اصلی، ایجاد وگسترش ادیان وفرق خودساخته، مانند بهائیت وترویج مکاتب مبتنی بر امانیسم با هدف کمرنگ ساختن نقش مذهب درجامعه، جداسازی دین ازسیاست، کاهش ایمان و بی هویت ساختن جامعه.

8. ایجاد کانون های مخفی کادرسازی به منزله پشتوانه حاکمیت سیاسی، مانند سازماندهی انواع لژهای فراماسونری برای اداره سرزمین های استعمارشده وپیشبرد اهداف در مستعمرات.

9. وابسته کردن حاکمان بومی در عرصه های مختلف سیاسی، اقتصادی،نظامی،فرهنگی،اجتماعی وبین المللی و برپایی حکومت های مستبد ودیکتاتور و سرکوب مبارزان، آزادی خواهان واستقلال طلبان

10. دراستعمارنو، کشور زیرسلطه متحد کشور سلطه گر خوانده می شد و نیروهای مبارز و آزادی خواه در تبلیغات جهانی تروریست نامیده می شدند.

11. زمینه های رشد افراد درعرصه های سیاسی، اقتصادی،فرهنگی، نظامی،امنیتی،هنری،ادبی، بستگی تام وتمام به میزان وابستگی وشدت ارادت آنان به نظام سلطه گر دارد ونیروهای مستقل زمینه ای برای رشد و فعالیت ندارند.

12. اگر پایه های سلطه را زر و زور و تزویر بدانیم، دراستعمارنو، نقش تزویر کلیدی است؛ چنانکه دراستعمارکهن نقش نیروی نظامی محوری واساسی است.

 

نقاط ضعف استعمار نئوکلاسیک

1. نیروهای مزدور و وابسته بومی، به دلیل فقدان پایگاه مردمی ، معمولا با کودتا، روش های نامشروع وغیرقانونی، زمام امور را بدست می گرفتند. سازماندهی کودتا، هزینه های مالی و حیثیتی بسیاری را بر سلطه گران تحمیل می کرد.

2. ماهیت مزدورانی که زمام امور ملت ها رابدست می گرفتند، خیلی زود برملت ها آشکار می گشت. از این رو چاره ای نداشتند جز آنکه با دیکتاتوری وخفقان حکومت کنند. این امر سلطه گران را با تضاد و تعارض روبرو می ساخت ؛ زیرا دفاع از دیکتاتورهای مستبد با شعار طرفداری از حقوق بشر،دموکراسی،لیبرالیسم،کرامت انسان و... منافات داشت.

3. وابستگی حاکمان واستبداد ودیکتاتوری آنان سبب بسیج توده های مردمی علیه استبداد داخلی و استعمارخارجی، بر محور کسب استقلال و آزادی می گردید.

ادامه دارد...


نوشته شده توسط سیدحسین مجیدی در سه شنبه 2 اسفند 1390 و ساعت 16:48
ویرایش شده در - ساعت -
 شناخت جنگ نرم ... شناخت جنگ نرم ,

پیشگفتار

غرب به یک سرزمین خلاصه نمی شود و فقط یک مجموعه دینی، اخلاقی، نژادی یاحتی اقتصادی نیست. غرب به مثابه یک واحد مرکب این جلوه های گوناگون،یک مجموعه فرهنگی ویک پدیده تمدنی است. تمدن غرب یک کلیت است. یک فرهنگ،یک گفتمان،یک قدرت با همه جوانبش. فرهنگی که ابزارهای مناسبش را هم سامان داده است. قدرتی که دانش موردنیاز ومقتضی خود را هم تولیدکرده است.

این سیطره که به مدد نوگرایی وتحول غرب پس از رنسانس وانقلاب صنعتی پدید آمد، تمدنی را پایه ریخت که درذات وبنیان خود میل به گسترش داشت ونمی توانست دریک موقعیت جغرافیایی خاص محصور بماند، برهمین اساس لشکرکشی ها وتصرف ها وهجمه ها را آغازکرد.

انقلاب اسلامی ایران ضربه سنگینی بر استیلای جهان غرب وارد آورد و او را به مقابله وجبران کشاند. تحلیل های غلط ونارسا از ماهیت انقلاب اسلامی ، قدرت های استکباری را در وهله اول به این نتیجه رساند که با استفاده از برتری نظامی وتسلیحاتی خود ودر قالب جنگی سخت و طاقت فرسا این سد مستحکم که مانعی بر سر راه آنان شده بود را ازمیان بردارند. چنین بود که ازیک سو به حمایت مالی ومعنوی بی دریغ از گروه ها واحزابی پرداختند که با اهداف مختلف نظیرتجزیه طلبی وکسب قدرت سیاسی به مبارزه داخلی با نظام مشغول شده بودند واز سوی دیگر رژیم صدام حسین را به جنگ افروزی علیه جمهوری اسلامی برانگیختند. امروزه بسیاری از صاحب نظران براین قول اتفاق دارند که جنگ هشت ساله ایران وعراق یک جنگ مرسوم میان دوملت نبود، بلکه درحقیقت صف آرایی کل جهان غرب وقدرت های استکباری با یک نظام نوپای مذهبی بود. جنگی که بسیاری از کشورهای منطقه ای وشرق وغرب، بطورمستقیم وغیرمستقیم باتجهیز وحمایت مادی ومعنوی ازکشور مهاجم نقش آفرینی می کردند وبدین معنا درآن ذی نفع بودند.

رهبری حضرت امام (ره) و روحیه سلحشوری ومقاومت وشهادت طلبی مردم که ریشه ای عمیق در باور واعتقادشان به حماسه عاشورا ومکتب اهل بیت(ع) داشت؛ درنهایت پروژه استکبار درمقابله با نظام اسلامی را به شکست کشاند. برخورد نظامی گزینه ای بود که قدرت های استکبار دربسیاری از موارد بکاربسته بودند وهمیشه هم کمابیش نتیجه مطلوب عایدشان شده بود. اما نتیجه هشت سال جنگ باایران به آنان به خوبی این واقعیت را چشاند که این قدرت ریشه ای دیگر دارد و این نمونه با همه نمونه های دیگر تفاوت می کند. از این رو می طلبد که برای مقابله با آن ابزاری دیگر به کار بست و روشی دیگر درپیش گرفت. چنین بود که جنگی دیگر در قالب نرم وبدون استفاده از ابزارهای جنگی وادوات نظامی بلکه با بهره گیری از ابزارها و قالب های فرهنگی، فکری، هنری و رسانه ای آغازشد.

حال با پیشرفت و نوآوری هایی که درعرصه رسانه های ارتباطی رخ داده است؛ مانند ظهور اینترنت ونسل جدید ماهواره ها، این سیطره جویی شکلی نوین یافته بود ودیگر اثری از موانع جغرافیایی، سیاسی واقتصادی در مقابل رشد وگسترش ونفوذ خود درملل مختلف نمی دید. هجمه ای که نه فقط ایران، بلکه همه فرهنگ های غیرغرب ازخاور دور تا آفریقا وتا کشورهای عربی را هدف گرفته بود والبته ایران پس ازانقلاب به جهت میزان خطرآفرینی وقدرت چالش طلبی بالای خود در این میان آماج حملات بیشتر قرار گرفت. تغییر وتحولاتی که پس از خاتمه جنگ وبه تبع سیاست های اقتصادی و فرهنگی وباشعار توسعه واصلاح درکشور به اجرا درآمد نیز زمینه جنگ نرم را خواسته یا ناخواسته فراهم ساخت.

دراین مقطع، دربین مسئولان نظام بی شک کسی که بیشترین دغدغه رانسبت به وجود جنگ نرم علیه جمهوری اسلامی داشته و آن را بارها ابراز داشته اند شخص رهبری معظم انقلاب بوده اند. البته ایشان دردوران ریاست جمهوری هم همواره این دغدغه را داشتند، اما ازآغاز دوران رهبری شان این خطر را با ادبیات مختلف گوشزد کرده ومسئولان را به چاره اندیشی وبرنامه ریزی های مقتضی فراخواندند. ایشان با اشاره به تجربه تلخ اندلس اسلامی سقوط آن به جهت هجوم فرهنگی غرب ومسیحیت، نسبت به تکرار آن تجربه درایران اسلامی هشدار می دادند. بیش ترین تعبیری که درادبیات ایشان دراین موضوع به چشم می خورد«تهاجم فرهنگی» است. ایشان از همان ماه های آغازین رهبری خود این تعبیر را درسخنرانی ها وبیانات خود بکار بردند. مروری بر بیانات ایشان نشان می دهد که درآن مقطع این تعبیر بیشترین موارد استفاده را داشته است. ازجمله :

«امروز، تهاجم فرهنگی عظیمی علیه اسلام هست که مستقیم به انقلاب ارتباطی ندارد ووسیع تر ازانقلاب است، برعلیه اسلام است. یک تهاجم فوق العاده فرهنگی، اجتماعی وسیاسی با ابعاد گسترده علیه اسلام، یعنی حتی اسلامی که میان توده مردم الجزایراست(اسلام عادی وابتدایی). فقط یک استثناء دارد وآن اسلام وابسته به دستگاه های استعماری و فهدگونه است. جاهایی که بطورمستقیم به این اسلام مربوط اند، ازاین تهاجم مستثنی هستند!!. والا حتی اسلام به معنای اعتقاد عوامانه مردم هم مورد تهاجم است، چه برسد به اسلام ناب، اسلام انقلاب، اسلام به تفسیرایران به تعبیرخودشان؛ آن که دیگر وضعش روشن است. »

رهبرانقلاب بر استفاده از تعبیر «جنگ» برای این هجوم تاکید ویژه ای دارند. «مساله فرهنگ را به معنای واقعی کلمه، یک «جنگ» به حساب بیاورید. البته این حرف ها شاید برای آقایان تکراری باشد، اما من تاکید می کنم. علت هم این است که درطول این سالها هرچه دراین زمینه گفته شده، درست فهم نشده است.»

تعبیر دیگری که رهبری معظم انقلاب درتبیین هجوم فرهنگی دشمن بکار برده اند تعبیر «ناتوی فرهنگی» است:

«من پریروز در روزنامه ... گزارشی از تشکیل «ناتوی فرهنگی» راخواندم. یعنی درمقابل پیمان ناتو که آمریکایی ها در اروپا به عنوان مقابله با شوروی سابق یک مجموعه مقتدر نظامی بوجود آوردند؛ اما برای سرکوب هرصدای معارض با خودشان در منطقه خاورمیانه وآسیا وغیره ازآن استفاده می کردند، حالا یک ناتوی فرهنگی هم بوجود آورده اند. این بسیارچیز خطرناکی است. البته حالا هم نیست، سالهاست که این اتفاق افتاده است. مجموعه زنجیره بهم پیوسته رسانه های گوناگون که حالا اینترنت هم داخلش شده است و ماهواره ها وتلویزیون ها ورادیوها- درجهت مشخصی حرکت می کنند تا سررشته تحولات جوامع را به عهده بگیرند. حالا که دیگر خیلی هم آسان و روراست شده است!!. »

اما آخرین وجدیدترین تعبیری که ایشان ازهجوم مذکور داشته اند، مفهوم «جنگ نرم» است که گستره ای فراتر از تهاجم فرهنگی دارد. ایشان بر وظیفه دانشگاه ودانشگاهیان دراین راستا تاکید ویژه دارند:

«انتظاری که از اساتید دانشگاه ها دراین جنگ ومبارزه نرم می رود فراتر از انتظاری است که از دانشجویان وجود دارد. دانشجویان افسران جوان این جبهه هستند که ضمن دارا بودن فکر،عمل وبصیرت ، در صحنه نیز حضور دارند و با آزمودن صحنه ، درچهارچوب کار می کنند. اما اساتید دانشگاه ها فرماندهان جبهه جنگ نرم هستند. فرماندهان این جبهه باید با شناخت مسایل کلان ، شناسایی دشمن وکشف اهداف او، طراحی کلان انجام دهند وبر اساس این طراحی حرکت کنند.

دراین جنگ نرم وظیفه مجموعه های فرهنگی این است که هنر را تمام عیار و با غالبی مناسب به میدان آورد تا اثرگذارشود.»

رهبرمعظم انقلاب بارها برای مقابله بااین هجوم بر لزوم تشکیل جبهه ای فرهنگی متناسب با جبهه دشمن تاکید کرده اند.

جنگ نرم ، مساله امروز ماست. جنگی که بخواهیم و نخواهیم درگیرش هستیم و از عواقب ونتایجش متاثر می شویم. و این علاوه بر هوشیاری وبصیرت مسئولین وهمه شهروندان و علاقمندان نظام اسلامی، ضرورت اندیشیدن تدابیری در راستای دفاع و تقابل با این جنگ را افزون تر می سازد.

ادامه دارد........

 


نوشته شده توسط سیدحسین مجیدی در شنبه 1 بهمن 1390 و ساعت 03:34
ویرایش شده در - ساعت -
 نوشته های پیشین
+ سلام بر شهدا
+ سلام بر شهدا
+ سلام بر شهدا
+ سلام بر شهدا
+ سلام بر شهدا
+ سلام بر شهدا
+ سلام بر شهدا
+ پای استاد 5

صفحات :
جستجوی گوگل